تبلیغات
**به سراغ من اگر می آیید ...نرم و آهسته بیایید...مبادا که ترک بردارد...چینی نازک تنهایی من** *****.بیا بشنو ز من افسانه ی درد.... که من پرونده ی دامان دردم...سرا پا انتظاروسوزوسازم...سفای اشک گرم و آه سردم...پس از این دلم بی تو چون گور سرد است*****

آسمان بارانیست***و همواره بی تو***خانه ام تاریک است***من دگر میدانم***بوته خاری هم نیست***ولی اینجا حتی***بیدارم***پشت این پنجره ها***دیر گاهیست که من...اکنون...روشنی می آرد***و کسی می آید***غنچه ای میروید.***پشت این پنجره ها***گفته بودی فردا************ کاش میشد هیچ کس تنها نبود****کاش روز دیدنت فردا نبود****بازهم گفتی که فردا میرسی****دستهای تو ولی بالا نبود****من دعا کردم برای بازگشت****شاید این رفتن سزای ما نبود****سالیان سال تنها مانده ام****رفتی و گفتی که اینجا جا نبود****گفته بودی با تو میمانم ولی****کاش میشد دیدنت رویا نبود****کاش میشد هیچ کس تنها نبود .

نغمه های تنهایی من - یه قصه

نغمه های تنهایی من

>>NaghmeHaye TanhaYi Man<<


موضوع : دلتنگی ,

یه قاصدک ...

بی بال و پر

اومد اومد

تو خود شب

کتاب قصه ی منو

یواش یواش می زد ورق

می کرد نشون جاهایی که

افتاده بودم تو قفس

تا خود صبح نشست و خوند

هیچی از اون قصه نموند

یک دفعه بالش رو شکست

کنج اتاق یک جا نشست

گریه و زاری سر گرفت

همون که عشقم رو گرفت

اونکه شبای قصه مو

با خنده از سر می گرفت

همون که عشق من بودو

من واسه اون عشق نبودم

کنج اتاق زاری می کرد

چون دیگه عاشق نبودم

یک دفعه آهی کشیدم

گفتم خدا کمک ...کمک

قاصدک قصه ی ما

اون که همش می کرد وداع

تو قصه ی عاشقی مون

با خنده ای می کرد دعا

می گفت خدا یه کاری کن

عشق و برام درست بکن

آخه من عاشقش شدم

عشقم و خیلی دوست دارم

اینو شنیدم از دعاش

رفتم بگیرم شونه هاش

اما دیگه نفس نداشت

قاصدکه هوس نداشت

تا دست زدم به گو نه هاش

اشک و بچینم از چشاش

یک دفعه افتادو شکست

شکسته شد اون هم نفس

اونکه می خواست عاشق بشه

به آرزوش رسیده بود

اونکه می خواست لایق بشه

دست خدا رو دیده بود

گریه امونم نمی داد

راهی نشونم نمی داد

کمک کمک فایده نداشت

قاصدکه نفس نداشت

گریه شده بود عالمم

ببین چه زود من میشکنم

بلند بلند داد میزدم

عشقمو فریاد می زدم

خدا می خوام داد بزنم

قاصدکم قاصدکم

ولم کنین می خوام برم

می خوام بگم دوسش دارم

گریه امونم نمی داد

راهی نشونم نمی داد

به کی بگم به کی بگم

قاصدکم قاصدکم

 .

¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸.

***سلام ....

اولین متن رو دوست داشتم با یکی از شعرام شرو کنم

راستش وبلاگ قبلیم به دلایل نا معلومی بالا نمی یاد ...تصمیم گرفتم که به وبلاگ دیگه بسازم و بازم درد دلمو داخلش بنویسم ...منظورم از این کارو نمی دونم .ولی اینجوری خودم خالی میشم...

اهان ...راستی نظراتونو حتما بگین که بدونم حرفام خوانندهای داره یا نه ... بارم ممنون

 

تو هم یه چیزی بگو || نظرت چیه؟ []

نوشته شده توسط سرنا سرنادرشنبه 15 مرداد 1384 ساعت 03:08 ق.ظ


 

صفحات وبلاگ

نمایش نظرات 1 تا 30

نوشته های قبلی

 

هادی سیستم