تبلیغات
**به سراغ من اگر می آیید ...نرم و آهسته بیایید...مبادا که ترک بردارد...چینی نازک تنهایی من** *****.بیا بشنو ز من افسانه ی درد.... که من پرونده ی دامان دردم...سرا پا انتظاروسوزوسازم...سفای اشک گرم و آه سردم...پس از این دلم بی تو چون گور سرد است*****

آسمان بارانیست***و همواره بی تو***خانه ام تاریک است***من دگر میدانم***بوته خاری هم نیست***ولی اینجا حتی***بیدارم***پشت این پنجره ها***دیر گاهیست که من...اکنون...روشنی می آرد***و کسی می آید***غنچه ای میروید.***پشت این پنجره ها***گفته بودی فردا************ کاش میشد هیچ کس تنها نبود****کاش روز دیدنت فردا نبود****بازهم گفتی که فردا میرسی****دستهای تو ولی بالا نبود****من دعا کردم برای بازگشت****شاید این رفتن سزای ما نبود****سالیان سال تنها مانده ام****رفتی و گفتی که اینجا جا نبود****گفته بودی با تو میمانم ولی****کاش میشد دیدنت رویا نبود****کاش میشد هیچ کس تنها نبود .

نغمه های تنهایی من

نغمه های تنهایی من

>>NaghmeHaye TanhaYi Man<<


موضوع : دلتنگی ,

سلام

امشب خیلی دلم گرفته ...انقده که نگو ...تو دلم انگار یه چیزی سنگینی میکنه ...یه چیزی سنگین ,خیلی سنگین ...اونقدری که نفس کشیدنمو سخت کنه

نمیدونم تاحالا اینجوری شدین یا نه. ولی من امروز بدجوری بی حالم ,دستم به هیچ کاری نمیره,یه احساس غریبی دارم ,یه جور احساس پشیمونی,احساسی که فکر کنی همه ی فرصتهای زندگیتو از دست دادی و دیگه جای جبرانی نمونده واست...

وای امشب خیلی حرف دارم ...

دوس دارم تا آخر باهام بمونی ...تاحالا اینقدر احساس ضغف نداشتم...انگار همه ی دنیا یه جا سرم خراب شده باشه ...قلبم تند تند میزنه ,هنوز اون سنگینی رو دلمه...

امشب خیلی شب شلوغ پلوغی بود .

شلوغ پلوغ از این نظر که احساسم همش در حال تحول و دگرگونی بود...

تو این حالت هی شعر میگفتم اما نصفه نیمه ,تا میومدم یک شعرو کامل کنم باز حالم عوض میشدو یه شعر دیگه و....

این شعر مسخره بدون دستکاری و تنظیمی میزارم اینجا ...

امشب دلم تنگه ...

غصه مثل سنگه

این حرف یه دلتنگه

این عشق بی رنگه

عاشقی برام ننگه

عشق تو زندگیم لنگه

دلت مثل سنگه

انگار دوست داشتنم واست ننگه

حرف میزنی با خنده

اینجوری فکر میکنی میشی برنده

تو هستی آدم یه دنده

لجبازیتم هست فقط واسه بنده

این کارا شده زننده

فقط بهت میگن آدم یه دنده

حرفای هر شبت یه رنگه

بازم میکنی بهم خنده

آخرم میشی برنده

انگار دوست داشتنم واست ننگه

راستی تا حالا شماها هم چنین حالتی بهتون دست داده یا نه؟
یادتونه اون اولا تو اون وبلاگ دیگم باهاتون راجب مرگ حرف میزدم..؟؟؟

نمیدونم چرا ولی دیگه نمیشه واقعا چرا ..؟؟؟

تورو خدا نگین تا تقی به توقی میخوره از مرگ و این چیزا میگه ها ...!!!
اصلا اینجوری نیستم ...ولی خوب بلاخره شاید واسه خودتونم یه موقعی پیش اومده باشه که زندگی کردن واستون سخت شده باشه و تو اون شرایط سخت به این فکرا بیافتین...نمیشه بگین نه ...حتما تو این شرایط بودین و یا شایدم بعدا این شرایط و تجربه کنین ...(البته خدا نکنه...!!!)

روهم همه تسخیر مرگ شده است

بدنم سرد شده است

در درونم صدایی ناشناس

تیشه بر دست شده است

قلب من خورد شده است

آن صدا گم شده است

بدنم سرد شده است

رنگ من گویی مثل گچ شده است

گویی صدایم با من قهر کرده است

بی صدا شده است با من لج کرده است

نفسی نیست مرا یاری کند

خاطرش گم شده است,بی مهر شده است

>><<

بی دلیل زندگی میکنم ,همه فرصتام و از دست دادم...

دیگه دلیلی ندارم واسه زندگی ...!!!از این به بعد زندگی کردنم الکیه

دنیا برام تموم شده

دفتر عشق حروم شده

شعری ازم در نیماد

قصه ی عشق تموم شده

ببخشید همینجوری حرف میزنم...همه اینا بخاطر اینه که یکم خودمو خالی کنم,وگرنه آدم وراجی نیستم...چی کار کنم خوب..؟؟؟

سوژه بدین گریه کنم

اشکمو زودی ول کنم

با سختی غصه و غم

یکمی دل دل بکنم

آقا خیلی حرف زدم و میدونم وبلاگایی که متنشون زیاده کسی حال نمیکنه همشو بخونه واسه همین تا همینجا اکتفا میکنم و ببخشید که زیادی حرف زدم...!!!

ولی خوب یه شب که هزار شب نمیشه...!!!

 

 

تو هم یه چیزی بگو || نظرت چیه؟ []

نوشته شده توسط سرنا سرنادرشنبه 26 شهریور 1384 ساعت 01:09 ق.ظ


 

صفحات وبلاگ

نمایش نظرات 1 تا 30

نوشته های قبلی

 

هادی سیستم